تیتر: کتاب باید زرد نباشد / زیرتیتر: خیلی کوتاه از کتاب زرد
کتاب / کتابخوانی / کتابخانه / کتابفروشی
همهی این کلمات یک مشترک دارند آن هم کتاب است. دنیایی جدید که میتوان بسیار در مورد آن نوشت و خواند. از کتاب میگوییم ولی نه از همهی آن شاخ و برگها و باید و نبایدهایش.
همهی ما میدانیم که ارتباط ما با کتاب از زمانی آغاز شد که آ و ب را شناخیتم. فهمیدیم که ظاهرشان چه شکلی دارد و چه نقشی هم میتوانند داشته باشند، توانستیم درک کنیم که اگر یک «الف» در کنار یک «ب» قرار بگیرد، معنای کامل پیدا میکند. پس حدودا از سابقهی آشناییمان با کتاب حدود دو دهه میگذرد.
زردنامهها
اسم روزنامهی زرد را شنیدهاید، این دست از روزنامهها در دورهای خاص از نظام سیاسی کشور وارد حوزهی مطبوعات شدند، روزنامههایی که تنها با هدف زیاد شدن نشریات طیف سیاسی خاص رشد قارچگونهای پیدا کردند در حالیکه گردانندگان و نویسندگان آن از قوانین ابتدائی حوزهی فعالیتشان هم بیاطلاع بودند.
اگر بخواهیم روزنامههای زرد (یا زردنامهها) و جریانات مربوط به آن را یک پدیده بنامیم، میتوانیم بگوییم که این پدیده نقش بسیار اثرگذاری در حوزهی رسانهای کشور، علیالخصوص رسانهی مکتوب و نیروهای رسانهای برای جریان خاص گذاشت. تاثیر در رسانههای مکتوب به مرور باعث تغییر ذائقه در مخاطب عام شد طوری که طیفهای مختلف مردمی به صورت ناخودآگاه به این دست از نشریات علاقهمند شده و آنها توانستند برای خود دارای مخاطب خاص شوند.
پ.ن: این مطلب در مورد پدیدهی کتاب زرد است. متن کامل در ادامهی مطلب موجود است.
مقدمهی سربازی*
یکی از دعاهایی که در بین مردم رواج دارد و معمولا در ادامه دعا برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت صاحبالزمان(عج)، زیاد از آن استفاده میشود. دعاییست که مضمون آن این است که دعا کننده از یاران و همراهان امام عصر بعد از ظهور باشد.
دعاهایی مثل:
اللهماجعلنا من خیر انصاره و اعوانه
اللهم اجعلنا من شیعته و محبین
که این دعا هم عموما برگرفته از ادعیهی خاص حضرت مثل دعای عهد، ندبه یا دعای دیگر منتسب به امام زمان(عج) است. نمیدانم شما از آن جملهاید که از این دعاها استفاده میکنید، یا نه؟ شخص من هم از آن جملهام که بعضا در نمازها از این عبارتها و شبه آن استفاده میکنم. (خطاب به خودم و شاید شما) اما تا حالا به این فکر کردهایم که برای رسیدن به این جایگاه یا مرتبه چه باید کرد؟
آیا صرف اینکه در نمازها برای تعجیل فرج دعا کنیم، کفایت میکند؟
البته این مسئله را نباید نادیده گرفت که دعا عامل بسیار موثری در امور است[1]، اما تنها عامل و تمام اثر آن نیست. مثل اینکه بگوییم شرط لازمی برای امری وجود دارد اما این شرط لازم کافی نیست. من در این یادداشت کوتاه آن هم با سطح سواد ناقص و زبان الکن نمیخواهم در مورد منتظران حضرت صاحب(عج) و وظایف آنها بنویسم، که حتی اگر بخواهم هم نمیتوانم در این مورد بنویسم یا صحبت کنم.
اما نکتهای که میخواهم کمی به آن توجه و دقت کنیم، تنها وظیفهمان نیست، بلکه شاید بتوان گفت دلیلی برای خواستهمان است. مثل اینکه چرا میخواهیم سرباز آقا شویم؟ چرا میخواهیم از همراهان و یاران ایشان شویم؟ به نظرم میرسد اگر هر کدام از آدمهایی که این دعا را در نمازها، توسلات و خواستههایشان میخوانند، بتوانند به این سوال پاسخ دهند و خودشان را با ادلهی منطقی و نه احساسات صرف قانع کنند در راه رسیدن به هدف توفیق بیشتری پیدا میکنند.
در روایات داریم کسی که به رحمت بخشندهاش امیدوار است به خواستهاش میرسد،[2] مقدمهی رسیدن به امید هم یقین در خواسته است که اگر یقین نداشته باشی نمیدانی که چه میخواهی، همین عامل ناخواسته سردرگمی و ودر نتیجه نا امیدی را به همراه میآورد.
نکتهی دیگری که به نظرم مهمتر از قسمت قبل است، یک اصل صرفا دینی و اعتقادی نیست، و آن این است که اگر برای رسیدن به یک هدف و خواسته، انسان در مورد درستی و صحیح بودن آن به نتیجه برسد، و یقین حاصل کند، قطعا برای محقق شدن آن هم از تلاش و کوشش هیچگونه کم و کاستی نخواهد داشت. اگر آدم به این درجهی از یقین و لزوم با عقل منطقی خودش برسد که باید و به هر دلیل منطقی همراه و یاور امامش باشد، در این مسیر و برای رسیدن به این هدف والا زحمت فراوان میکشد و این عامل هم در رسیدن به جایگاه و مقام کمک میکند.
شاید اگر بخواهیم به طور خلاصه بگوییم، میشود گفت: رسیدن به یقین و دلیلی منطقی برای چرایی کار است که ما را برای رسیدن به هدف یاری میدهد و شاید هم این امر تسریعکننده برای رسیدن به جایگاه مورد نظر باشد.
به نظرم مسئلهی جدیدی نباشد و نشنیده باشید، که فرمودهاند اگر تعداد یاران حضرت صاحب(روحی فدا) محیا باشند و مختصات لازم برای یاوری حضرت آماده باشد، فرج محقق میشود.
انشالله که هرکدام از ما بدانیم که چه میخواهیم و در مورد چرایی آن یقین حاصل کنیم و تک تک مان عامل تعجیل در فرج حضرت باشیم.
[1] - در برخی از روایات داریم که دعا بر قضا و قدر هم اثر گذار است.
[2] - آیهای هم در قرآن داریم که میفرماید لاتقنطوا من رحمت ا...
* این یادداشت را برای نشریهی امان به مناسبت نیمه شعبان نوشته بودم.